نخستین وبسایت تربیت بدنی وعلوم ورزشی

betrool

سنجش نمو و باليدگى

لازمهٔ سنجش نمو و باليدگى کودکان دانستن الگوهاى نمو طبيعى و آگاهى از شاخص‌هاى اندازه‌گيرى است. نمو طبيعى نه تنها شامل رشد و پيشرفت دستگاه‌ها در يک سن به‌خصوص است، بلکه شامل‌ تغييرهاى طبيعى نمو نيز مى‌شود؛ بنابراين معيارهاى تعيين‌کنندهٔ محدوده‌هاى نمو و رشد مى‌توانند چگونگى وضعيت نمو و رشد کودک موردنظر را مشخص کند تا بدانيم او به‌خوبى رشد کرده است يا خير.

آزمايش‌کننده بايد نقاط قوت و ضعف طريقه‌هاى مختلف اندازه‌گيرى نمو را به‌خوبى بداند. برخى از اندازه‌گيرى‌ها براى کودکان در يک سن مناسب است و در سنين ديگر نيست. بعضى بيشتر تحت تأثير عوامل ارثى و ژنتيکى هستند تا عوامل محيطى و بعضى ديگر بالعکس. با آگاهى از نقاط ضعف و قوت هريک از اندازه‌گيرى‌ها، آزمايش‌کننده مى‌تواند اطلاعات حاصل از اندازه‌گيرى را به‌طور مناسب به کار بندد و از آن به‌نحو مطلوب استفاده کند.

ممکن است فکر کنيد وقتى کسى بزرگ و بالغ شد ديگر دليلى براى اندازه‌گيرى قد و وزن و از اين قبيل وجود ندارد؛ اما بايد بدانيد بدن هرگز در وضعيت ايستايى قرار نخواهد گرفت. بعد از بلوغ، بدن تغييرات زيادى به‌ويژه از نظر وزن و ترکيب (مقدار چربي) پيدا مى‌کند.

 

اندازه گیری های نمو

اندازه گیری بالیدگی

منحنی نمو

 

 اندازه گیری های نمو

 وزن

يکى از اندازه‌گيرى‌هاى عادى انسان‌سنجى جسمى است. براى اندازه‌گيرى آن به ترازوى دقيقى نياز داريم. قپان‌هاى مسطح براى اين کار ارجح است (گوردون، چاملى و روش، ۱۹۸۸). فردِ مورد آزمايش با لباس بسيار کم در وسط صفحهٔ ترازو مى‌ايستد و سپس وزن او اندازه‌گيرى مى‌شود. اندازهٔ قد و وزن در طى روز نوسان دارد، لذا اگر فردى را چندبار اندازه‌گيرى مى‌کنيد و مى‌خواهيد نتايج به‌دست آمده را با يکديگر مقايسه کنيد، بهتر است اين عمل را هر روز در وقت معين و مشابهى انجام دهيد.

 

در اينجا نيز بايد در تفسير دورى و نزديکى به ميانگين، احتياط لازم را به‌عمل آورد، زيرا رقم وزن به‌تنهايى نمى‌تواند اطلاعات مربوط به ترکيب بدن را ارائه دهد (لاغر يا فربه و چاق). نوجوان ۱۶ ساله‌اى را در نظر بگيريد که وزن او در حد رتبهٔ درصدى ۸۵ است. اين نوجوان ممکن است سنگين‌تر از حد متوسط باشد يا اينکه بيش از حد عضلانى بوده، به اندازهٔ وزن دورهٔ بلوغ خود رسيده و از ساير همسالان پيش‌افتاده باشد، لذا ملاحظه مى‌شود که تنها، اندازهٔ وزن او نمى‌تواند بيان‌کنندهٔ اين حالات مختلف باشد.

 ترکيب بدن

براى دستيابى به اطلاعات بيشتر در مورد نمو و وزن بدن، آزمايش‌کنندگان ميزان چربى و عضلانى بودن بدن را تخمين زده، ارزيابى مى‌کنند. آنها وزن بدن را به دو قسمت تقسيم مى‌کنند، وزن چربى و وزن بدون چربى شامل استخوان، عضله، اندام‌ها و ساير بافت‌ها جزء بافت چربى مى‌شود. اندازه‌گيرى مقدار چربى بدن به‌طور مستقيم امرى است مشکل. اما مى‌توان به چند روش مقدار چربى بدن را پيش‌بينى کرد:

 

اندازه‌گيرى وزن بدن در زير آب. مى‌توان چگالى بدن را با مقايسهٔ وزن آن در خارج و داخل آب تخمين زد. چگالى عضله بيشتر از چگالى چربى است؛ بنابراين فردى که عضلانى و چربى بدن او ناچيز باشد در زير آب سنگين‌تر از فردى است که چربى بيشترى دارد؛ در صورتى که هر دو در خارج از آب داراى يک وزن بوده‌اند. براى اندازه‌گيرى دقيق در زير آب، بايد اطمينان پيدا کرد که او کاملاً زير آب رفته و هواى داخل ريه‌ها را خارج کرده است. اين روش براى کودکان بسيار سخت است، لذا کمتر در مورد آنها از اين روش استفاده مى‌شود.

 

پتاسيم ۴۰. اين روش طريقهٔ ديگرى براى سنجش مقدار چربى بدن است. در اين روش مقدار پتاسيم ۴۰ که بدن به‌طور طبيعى مى‌تواند دفع کند سنجيده مى‌شود؛ زيرا مقدار آن به‌طور نسبى متناسب با وزن بدن بدون چربى است. روش اندازه‌گيرى به اين طريق است که فرد روى دستگاه دراز مى‌کشد، سپس تشعشع‌هاى جسمى او از طريق پوست بدن و سطح پتاسيم ۴۰ اندازه‌گيرى و ثبت مى‌شود. اين روش دقيق و ساده، اما دستگاه‌هاى آن گران و کمياب است.

 

اندازه‌گيرى ضخامت چربى زير پوست. روش اندازه‌گيرى ضخامت چربى زير پوست عملى‌ترين روش براى سنجش ترکيب بدن در محيط‌هاى تفريحى - ورزشى و آموزشى است. آزمايش‌کننده ضخامت چربى زير پوست بدن را با قرار دادن دستگاه کاليپر (چربى‌سنج) روى پوست اندازه‌گيرى مى‌کند. براى اين کار پوست و بافت چربى زير آن را در بين انگشت‌هاى شست و سبابه قرار داده، محل چروک را اندازه‌گيرى مى‌کند. سپس رقم‌هاى به‌دست آمده را در معادلهٔ جبرى قرار داده، چگالى بدن و وزن چربى آن را تخمين مى‌زند. اين معادلات به‌طور ايده‌آل بايد مناسب با وضعيت نژادي، سطح آمادگى جسمى و جنسيت افراد بعد از بلوغ باشد؛ براى مثال، کودکان در بافت استخوانى خود داراى آب بيشتر و مواد کانى کمترى نسبت به بزرگسالان هستند، لذا استفاده از معادلات مربوط به بزرگسالان به‌منظور تخمين وزن چربى کودکان ممکن است به حد نصاب‌هاى بيشتر نيانجامد (بويلو و همکاران، ۱۹۸۸). براى کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان، معادلات خاصى تهيه شده است (بويلو و همکاران، ۱۹۸۴؛ اسلاتر و همکاران، ۱۹۸۸)، ليکن معادلات لازم براى کودکان زير هفت سال هنوز مورد نياز است.

 پهناى بدن

اندازه‌گيرى پهناى بدن براى سنجش ميزان نمو، به‌ويژه فيزيک و ساخت بدن مفيد است. آزمايش‌کننده با استفاده از پهناسنج آن را اندازه‌گيرى مى‌کند. اين اندازه‌گيرى‌ها معمولاً فاصلهٔ بين دو زائدهٔ استخوانى مانند فاصلهٔ بين زائده‌هاى اخرمى دو استخوان کتف را براى اندازه‌گيرى پهناى شانه يا لبهٔ استخوان لگن را براى اندازه‌گيرى پهناى نشيمنگاه مى‌سنجد. ممکن است در افراد چاق و فربه پيدا کردن اين زوائد استخوانى مشکل باشد، لذا موقعى که دستگاه اندازه‌گيرى روى اندام قرار گرفت بايد به آن کمى فشار آورد و مطمئن شد که بافتِ نرمِ روى استخوان تأثير زيادى در اندازه‌گيرى نداشته باشد (ويلمور و همکاران، ۱۹۸۸). از تقسيم پهناى شانه بر پهناى نشيمنگاه مى‌توان نسبت مفيدى را براى مشاهدهٔ تغييرات نسبى بدن به‌دست آورد. اين نسبت به‌طور قابل ملاحظه‌اى نشان‌دهندهٔ تفاوت‌هاى جنسى مربوط به نمو و بلوغ است. اين نسبت در مردان بيشتر از زنان بوده، مشخص‌کنندهٔ شانه‌هاى پهن‌تر و نشيمنگاه باريک‌تر آنها نسبت به بانوان است. لگن بانوان به‌طور نسبى بزرگ‌تر از مردان است و مساعد براى وضع حمل، لذا نسبت پهناى شانه به پهناى لگن آنها کمتر از مردان است. ساير شاخص‌هاى اندازه‌گيرى محيط اندام‌ها عبارتند از پهناى مچ دست، پهناى زانو و فاصلهٔ بين زوائد بزرگ استخوان‌هاى ران.

قَد

يکى از عادى‌ترين و مفيدترين اندازه‌گيرى‌هاى نمو، اندازه‌گيرى قد است. قد کودکان را تا سن ۳ سالگى در حالت خوابيده اندازه‌گيرى مى‌کنند و از آن سن به بعد کودک به حالت ايستاده اندازه‌گيرى مى‌شود. وسيلهٔ اندازه‌گيري، قدسنج ناميده مى‌شود. اين دستگاه شامل يک خط‌کش عمودى است و يک تختهٔ افقى که روى سر قرار مى‌گيرد. در فعاليت‌هاى کلينيکى مى‌توان به جاى تختهٔ افقى از مثلث چوبى استفاده کرد. فرد مورد آزمايش به‌طور مستقيم و در حالى که دست‌هاى او در طرفين بدن قرار دارد و پاها برهنه است روى دستگاه قرار مى‌گيرد؛ به‌طورى که پاشنهٔ پاها نزديک به هم و با تختهٔ عمودى در تماس باشد. شانه و نشيمنگاه او نيز با تختهٔ عمودى در تماس است. در اين حالت اندازه‌گيرى قد انجام مى‌شود و آزمايش‌کننده از او مى‌خواهد که نفس عميقى بکشد.

 

دامنهٔ نتايج و نمرات براساس رتبهٔ درصدى افراد بيان مى‌شود و از اين طريق وضعيت نسبى آنها نشان داده خواهد شد؛ براى مثال، در بين يک گروه صد نفرى ۸ ساله، کودکى که قد او در حد رتبهٔ درصدى ۵۰ قرار گرفته است، از ۴۹ نفر ديگر در آن گروه بلندتر و از ۵۰ نفر بقيه کوتاه‌تر خواهد بود.

 

مى‌توان قد فرد را اندازه‌گيرى و با ارزش‌هاى سن تقويمى او مقايسه کرد، ليکن در تعبير و تفسير فاصلهٔ آن تا ميانگين آن سن بايد احتياط کرد؛ براى مثال اگر قد کودک ۸ ساله‌اى در حد رتبهٔ ۲۵ درصد قرار گيرد ممکن است تعجب کنيم و او را کم‌رشدونمو بخوانيم و احتمالاً نمو او را غيرطبيعى دانسته، تصور کنيم که او به‌طور نسبى در بزرگسالى کوتاه‌قد خواهد بود و اين چيزى است که از طريق ارث به او رسيده است. هيچ راهى براى پيدا کردن پاسخ صحيح براى کوتاهى قد وجود ندارد و نمى‌توان تنها با اندازه‌گيرى قد به چنين نتيجه‌گيرى نادرستى رسيد. عليرغم محدوديت‌هاى ذکر شد، اندازه‌گيرى‌هاى مربوط به قد ساده و به‌منظور سنجش نمو و شناسايى بيمارى‌ها يا سوء تغذيه، بسيار مفيد است.

 اندازه‌گيرى‌هاى محيط اندام

اين اندازه‌گيرى‌‌ها بازتاب قطر داخلى و مقطع عرضى محيط اندام‌ها است. از اين اطلاعات به تنهايى يا همراه با اندازه‌گيرى ضخامت چربى زير پوست مى‌توان براى سنجش ميزان نمو، الگوهاى چربى در بدن يا وضعيت تغذيهٔ کودک بهره‌مند شد. آزمايش‌کننده بايد از نوار درجه‌بندى شده و غيرقابل ارتجاع استفاده کند. مهم آن است که اين اندازه‌گيرى در محل استاندارد انجام شود. بايد مطمئن شد که نوار اندازه‌گيرى روى اندام‌ها به‌طور افقى و نسبتاً محکم قرار گرفته است. محکمى آن نبايد طورى باشد که پوست چروک شود. اندام‌هاى موردنظر براى اندازه‌گيرى عبارتند از: سر، گردن، کمر، نشيمن‌گاه، ران، ساق پا و بازو. به‌علت تغييرات تنفسى و رشد قفسهٔ سينه، اندازه‌گيرى محيط قفسهٔ سينه غالباً دقيق انجام نمى‌شود، لذا اندازه‌گيرى آن براى سنجش و ارزيابى نمو جسمى کمتر مورد توجه است.

 

اندازه‌گيرى محيط سر اطفال و کودکان بسيار مهم است. اين اندازه‌گيرى در بالاى چشم و بالاى حدقه انجام مى‌شود. اندازهٔ محيط سر به‌طور طبيعى براى هر سن در يک دامنهٔ محدودى قرار دارد، لذا کم و زيادى آن از حدِّ تعيين شده ممکن است دليل نابهنجارى رشد عصبى باشد؛ براى مثال، افزايش سريع اندازهٔ محيط سر که به‌طور متناوب انجام شده است ممکن است نشانهٔ بيمارى هيدروسفالى (جمع شدن آب در مغز) باشد که نتيجهٔ افزايش مايع مغزى - نخاعى است. اين مايع اطراف مغز قرار دارد و از آن محافظت مى‌کند وليکن مايع بيش از اندازه به مغز فشار وارد مى‌کند و ممکن است به آن آسيب برساند. در برخى از موارد اندازهٔ محيط سر بسيار کم همراه با عقب‌افتادگى ذهنى است، ليکن استثناء وجود دارد، لذا در بيان اين‌گونه موارد بايد احتياط لازم را به‌عمل آورد. در هر صورت اندازهٔ محيط سر مقياس باارزشى است براى تشخيص کودکانى که به معاينهٔ بيشترى نياز دارند.

 طول بخش‌هاى بدن

علاوه بر اندازه‌گيرى پهناى اندام‌ها مى‌توان اندازهٔ بخش‌هاى مختلف بدن را نيز سنجيد، مانند اندازهٔ قد در حالت نشسته. از اين طريق مى‌تواند اندازهٔ نسبى هر بخش از بدن را با توجه به اندازهٔ کل آن تعيين کرد. پژوهشگران براى مطالعهٔ تفاوت‌هاى ميزان نمو در بخش‌هاى مختلف بدن و تغييرات بدن افراد از اين‌گونه اندازه‌گيرى‌ها استفاده مى‌کنند. طول بخش‌ها معمولاً بين دو زائدهٔ مشخص يا يک زائده و يک سطح استخوانى اندازه‌گيرى مى‌شود؛ براى مثال، طول ساق پا از بالاى جانبى استخوان درشت‌نى تا سر استخوان قوزک تعيين شده است و اين در حالت است که فرد راست ايستاده است. آزمايش‌کننده معمولاً از دستگاه انسان‌سنجى جسمى براى اندازه‌گيرى طول بخش‌هاى بدن استفاده مى‌کند. روش‌هاى توصيه شده براى تعيين و تشخيص زوائد استخوانى را بايد به‌دقت مراعات کرد. (مارتين، کارتر، هندى و مالينا، ۱۹۸۸).

 

مشاهدهٔ قد فرد در حالت نشسته مى‌تواند به ما کمک کند تا نسبت بخش‌هاى مختلف بدن را در طى دورهٔ نمو تشريح و توصيف کنيم. روش اندازه‌گيرى آن همانند اندازه‌گيرى قد است، با اين تفاوت که در اين حالت قد فرد در حالى که روى صندلى نشسته و پاهاى او آويزان است اندازه‌گيرى مى‌شود. سپس طول قامت را در نظر گرفته، اندازه در حالت نشسته را از آن کم مى‌کنيم تا اندازهٔ طول پاها به‌دست آيد يا اينکه طول پاها را مى‌توان به‌طور مستقيم از حدّفاصل قوزک خارجى پا تا زائدهٔ بزرگ استخوان ران اندازه‌گيرى کرد. پس از اينکه قد در حالت نشسته به‌دست آمد مى‌توان نسبت آن را به طول قامت محاسبه کرد. اين نسبت در دورهٔ طفوليت بيشتر از دوره‌هاى بعد است و با نمو طولى پا در طى دورهٔ کودکى کاهش مى‌يابد و به‌طور نسبى با سرعت، اندازهٔ پاها به اندازهٔ تنه و سر نزديک‌تر مى‌شود.

 

اندازه گیری بالیدگی

باليدگي، پيشرفت به سمت بلوغ از نظر کيفى است و نمو کمّى در آن موردنظر نيست. ايده‌آل آن است که بتوان به‌طور مستقيم ميزان و چگونگى باليدگى را اندازه‌گيرى کرد؛ زيرا باليدگى و سنِ تقويمى دقيقاً با يکديگر ارتباطى ندارند. سن تقويمى فرد تعداد سنوات و ماه‌ها و روزهايى است که از هنگام تولد پشت سر گذاشته است، ليکن دو کودک با سن تقويمى مشابه به‌طور فاحشى ممکن است از نظر باليدگى جسمى اختلاف داشته باشند. يکى ممکن است از اين نظر زودرس باشد، يعنى ميزان باليدگى او از ميانگين همسالان سريع‌تر باشد، لذا از نظر جسمى باليدگى بيشترى حاصل شده است؛ در حالى که ديگرى ممکن است ديررس بوده، ميزان باليدگى او از ميانگين همسالان کُندتر باشد. مشکل بتوان باليدگى را به‌تنهايى از روى اندازهٔ بدن استنباط کرد.

 

کودک ممکن است ظاهراً از نظر جسمى کوچک و لاغر، ليکن به‌طور نسبى از سن تقويمى خود باليده‌تر باشد.

 

فرض کنيد قد، وزن و پهناى شانهٔ کودکى را اندازه‌گيرى کرده، با معيارهاى قابل قبول همسالان او مقايسه مى‌کنيد. اگر بيشتر ابعاد بدن او در رتبه‌هاى درصد بالا قرار بگيرند، ممکن است به اين نتيجه برسيد که کودک از نظر باليدگى زودرس است. در اين نتيجه‌گيرى ممکن است عوامل ديگرى از قبيل عوامل ژنتيکى يا اضافهٔ چربى بدن او را ناديده گرفته باشيد؛ براى مثال، کودکى که از نظر ژنتيکى استعداد قد بلند را دارد ممکن است از لحاظ باليدگى با توجه به اندازهٔ بدنش زودرس باشد، در حالى که آن کودک در واقع داراى باليدگى با ميزان متوسط است؛ زيرا باليدگى امرى کيفى است نه کمّي. بديهى است بهترين روش، روش اندازه‌گيرى مستقيم باليدگى است، زيرا باليدگى و سن تقويمى با يکديگر هماهنگى لازم را ندارند. در مرور بعدى اندازه‌گيرى مستقيم باليدگي، برترى آن ملاحظه و همچنين نقاط ضعف اين روش بررسى مى‌شود.

 مشخصات ثانوى

روش ساده و مستقيم ديگرى که براى سنجش ميزان باليدگى به‌کار مى‌رود ظهور آثار و مشخصات جنسى ثانوى در پسران و دختران است. در اين روش مى‌توان مقياس‌هاى ۱ تا ۵ را براى هريک از مشخصه‌‌ها تعيين و سپس در مقايسه با عکس‌هاى استاندارد درجهٔ رشد و باليدگى فرد را ارزيابى کرد (تانر، ۱۹۶۲؛ واينر و لوري، ۱۹۸۱). رشد موهاى صورت و زيربغل را نيز مى‌توان به‌عنوان شاخص باليدگى به‌کار برد. همچنان که دندان درآوردن، روش سنجشى مفيد و محدود به دورهٔ سنى خاصى است؛ مشخصات جنسى ثانوى نيز در دورهٔ نوجوانى براى سنجش ميزان باليدگى به‌کار مى‌رود.

 سن اسکلتى

مفيدترين روش سنجيدن باليدگي، تعيين سن اسکلتى به‌وسيلهٔ راديوگرافى (X-rays) است. اين عمل معمولاً روى استخوان‌هاى مچ دست انجام مى‌شود و گاهى نيز از استخوان‌هاى طويل يا دندان‌ها، عکسبردارى مى‌شود. راديوگرافى‌هاى مچ و دست استاندارد است و براى تشخيص باليدگى کودکان هر ۶ ماه يا هر سال يک‌بار به‌کار مى‌رود. (گروليچ و پيل، ۱۹۵۹). براى تشخيص سن اسکلتى يک کودک، بايد راديوگرافى او را با راديوگرافى استاندارد رشد استخوان مقايسه کرد.

موقعى که غضروف‌هاى استخوانى در مچ دست به شکل استخوان درآيند در تصوير به رنگ مات ديده مى‌شود. مراکز استخوانى و اندازهٔ آنها با افزايش رشد استخوان زيادتر مى‌شود. همچنين استخوانى شدنِ بيشترِ انتهاى استخوان‌هاى بلند در قسمت دست و ساعد نشان‌دهندهٔ پيشرفت رشد جسمى و باليدگى استخوان کودک است.

از مشکلاتى که در سنجش سن اسکلتى وجود دارد يکى مسائل فنى و دقت کار راديولوژيست و ديگرى هزينهٔ زياد است و براى تکرار آن باز هزينهٔ بيشترى بايد صرف کرد. در نتيجه راديوگرافى‌هاى استاندارد غالباً در اختيار پژوهشگران قرار نمى‌گيرد. راديوگرافى استخوان‌هاى مچ و دستِ افراد بالغ نيز براى اين کار مفيد است و از روى آنها نه تنها مى‌توان ميزان باليدگى استخوان را تشخيص داد، بلکه مقدار و دامنهٔ از دست رفتن استخوان را نيز مى‌توان تعيين کرد. مى‌توان از روى راديوگرافى کلفتى استخوان مغز را ملاحظه و جمجمه را که مغز در آن قرار دارد تحليل کرد (بروئر و ديگران، ۱۹۸۳؛ اويستر و ديگران، ۱۹۸۴). در هر صورت راديوگرافى استخوان‌هاى دست و مچ دست در زمان‌هاى مختلف در طول زندگى فرد منبع اطلاعاتى است.

 دندان درآوردن

روش مستقيم ديگرى که براى سنجش باليدگى به‌کار مى‌رود، دندان درآوردن کودک است. اما اين روش به دو مقطع سنى محدود است. يعنى اين کار را مى‌توان بين سنين تقريبى شش ماهگى و سه سالگى که اولين دندان‌هاى کودک و شش و سيزده سالگى که دندان‌هاى دائمى ظاهر مى‌شوند، انجام داد. ظاهر شدن دندان‌هاى شيرى و دندان‌هاى دائمى هر دو از ترتيب خاصى برخوردار است. کودکانى که زودرس باشند زودتر از ديگران دندان درمى‌آورند.

 

منحنی نمو

 منحنى فاصله‌اى

در صورتى که در فواصل زمانى معين مقدار و ميزان نمو اندازه‌گيرى و در روى منحنى منعکس شود، منحنى به‌دست آمده را منحنى فاصله‌اى مى‌نامند. والدينى را در نظر بگيريد که قد کودک خود را هر سال روز تولد او اندازه گرفته، روى ديوار علامت‌گذارى مى‌کنند. فاصلهٔ آن علامت از سطح زمين هر سال با رشد کودک زيادتر مى‌شود.

 

در روى منحنى فاصله‌اي، چند خصلت از اهميت خاصى برخوردار هستند. يکى از آنها سرعت يا ميزان نمو است. موقعى که شيب منحنى زياد است نمو سريع انجام شده و در جايى که شيب کمى داشته يا به‌صورت فلات است سرعت نمو کم بوده است. تصوير زير منحنى فاصله‌اى مربوط به قد را نشان مى‌دهد. در اين تصوير ملاحظه مى‌شود که شيب منحنى در فاصلهٔ بين ۱۲ و ۱۳ سالگى بسيار زياد است اما در فاصلهٔ بين ۱۴ تا ۱۶ سالگى کم است. مشخصهٔ ديگر اين منحنى به نقاط عطف آن مربوط مى‌شود و اين زمان‌هايى است که دورهٔ انتقالى از يک دوره تند به کند يا بالعکس است. در تصوير زير يکى از نقاط عطف نقطه‌اى که در حدود سن ۳ /۱۲ سالگى بر روى منحنى ديده مى‌شود.

منحنی قد
منحنى افزايش قد

توجه کنيد که اولين دورهٔ ماهيانه بعد از حداکثر سرعت نمو ظاهر شده است. علامت B۲ شروع رشد سينه‌ها و B۵ شکل بالغ شدهٔ آنها. P۳ دورهٔ ميانى رشد موهاى زهار و P۵ شکل بالغ شدهٔ آن است. (برگرفته شده از مک‌کلارن، ۱۹۶۷).

 منحنى شتاب

در منحنى شتاب تغييرات ميزان نمو منعکس مى‌شود. در اينجا از روى منحنى سرعت، اطلاعات لازم را به‌دست مى‌آوريم. منحنى شتاب به‌طورى که در تصوير زير نشان داده شده است بر دوره‌هايى از سن کودک تأکيد دارد که ميزان تغيير، ثابت، سريع يا کُند بوده است.

منحنی شتاب قد
منحنى شتاب قد يکى دختر نوجوان

توجه کنيد که اولين دورهٔ ماهيانه بعد از حداکثر سرعت نمو ظاهر شده است. علامت B۲ شروع رشد سينه‌ها و B۵ شکل بالغ شدهٔ آنها. P۳ دورهٔ ميانى رشد موهاى زهار و P۵ شکل بالغ شدهٔ آن است. (برگرفته شده از مک‌کلارن، ۱۹۶۷).

 منحنى سرعت

درمنحنى سرعت مى‌توان ميزان نمو و نقاط عطف منحنى فاصله‌اى را به‌خوبى نشان داد. منحنى سرعت با تعين افزايش ميزان نمو به‌دست مى‌آيد و در اينجا افزايش تراکمى در فواصل زمانى معين، موردنظر نيست؛ براى مثال اگر شخصى بين سنين ۱۱ و ۱۲ سالگى ۲ سانتى‌متر رشد کرده باشد، روى محور عمودى نمودار در محل ۲ سانتى‌متر علامتى رسم مى‌کنيم (حدّفاصل بين ۱۱ و ۱۲ سالگي). چنانچه همين کودک بين سنين ۱۲ و ۱۳ سالگى ۳ سانتى‌متر رشد کند، نقطهٔ ديگرى در ۳ سانتى‌مترى محور و در حدّفاصل ۱۲ و ۱۳ سالگى رسم مى‌کنيم. هرگاه اين عمل را ادامه داده، نقاط به‌دست آمده را به‌هم متصل کنيم منحنى سرعت به‌دست مى‌آيد. تصوير زير منحنى سرعتى است که با منحنى فاصله‌اى مطابقت و هماهنگى دارد. توجه داشته باشيد که بيشترين سرعت نمو، توسط بالاترين نقطهٔ منحنى و کمترين سرعت توسط نقاط پائين نشان داده شده است. نقطهٔ عطف منحنى فاصله‌اى در اين منحني، قله (اوج) منحنى ناميده مى‌شود.

منحنی سرعت افزایش قد
منحنى سرعت افزايش قد

توجه کنيد که اولين دورهٔ ماهيانه بعد از حداکثر سرعت نمو ظاهر شده است. علامت B۲ شروع رشد سينه‌ها و B۵ شکل بالغ شدهٔ آنها. P۳ دورهٔ ميانى رشد موهاى زهار و P۵ شکل بالغ شدهٔ آن است. (برگرفته شده از مک‌کلارن، ۱۹۶۷).

 

 

Back to top
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو