نخستین وبسایت تربیت بدنی وعلوم ورزشی

betrool

رشد طبیعی پس از تولد

 آيا يک کودک يازده ساله مى‌تواند مسافت طولانى را بدود؟ يک بزرگسال ۶۰ ساله چطور؟ البته پاسخ يکسانى براى همهٔ کودکان يازده ساله يا پيرمردان ۶۰ ساله وجود ندارد. مربيان بايد وضعيت توانايى افراد را ارزيابى و به آنها کمک کنند تا بتوانند هدف‌هايى شخصى و معقول براى خود تعيين کنند. مهم آن است که مربيان از ميانگين الگوهاى نمو بعد از تولد و همچنين الگوهاى واقعى افزايش سن در بزرگسالان مطلع باشند. آنها بايد بتوانند فرد را با حد ميانگين مقايسه کنند و انتظارات اجرايى و عملى براى آنها را بر طبق مقايسهٔ خود تعيين کنند. مربيان همچنين بايد ميزان رشد و باليدگى الگوهاى بافت‌ها و سيستم‌هاى مختلف بدن را بدانند:

- آيا پيشرفت يک سيستم کُندتر از ديگر سيستم‌ها است و منجر به تأخير در شروع و پيدايش رفتار خاصى مى‌شود؟

- آيا نمو عضلات، هماهنگ با نمو تمامى بدن است؟

- آيا عضلات و استخوان‌بندى از نظر قدرت در سطح و اندازهٔ جوانى و ميانسالى باقى مى‌ماند؟

- آيا سيستم عضلانى - اسکلتى تضعيف شده باعث اُفت عمليات‌هاى ورزشى مى‌شود؟

مربيان به‌منظور برنامه‌ريزى فعاليت‌هاى مناسب براى شاگردان خود بايد بدانند سيستم‌هاى مختلف بدن در چه مواقعى در حال تغيير هستند.

 

سنجش منظم نمو

سنجش منظم نمو کودکان و مقايسهٔ نتايج آن با ارقام حد متوسط معيارهاى قابل قبول مى‌توانند به شناسايى هر نوع نمو غيرطبيعى کمک کند. عوامل پزشکى و محيطى که باعث اين‌گونه ناهنجارى‌ها هستند از اين طريق شناسايى و مهار مى‌شوند. بديهى است اين‌گونه اندازه‌گيرى‌ها مى‌تواند بازتابى از امکان نمو طولى قد و ساخت بدنى افراد باشد؛ زيرا غالباً نظير و شبيه قد والدين و ساخت بدنى آنها است. همين‌طور اين‌گونه اندازه‌گيرى‌ها نشان‌دهندهٔ زمان‌بندى نمو فردى آنها است. کودکان و نوجوانان که نتايج اندازه‌گيرى آنها از رتبهٔ درصدى ۹۰ بيشتر و از رتبهٔ درصدى ۱۰ کمتر باشد و به‌ويژه والدين آنها به‌طور استثنايى بلند قد و کوتاه قد نيستند بايد به پزشک معرفى شوند تا معاينهٔ بيشترى از آنها به‌عمل آيد (لوري، ۱۹۷۳). کودکان همچنين بعد از سن دو يا سه سالگى غالباً وضعيت نسبى خود را در رابطه با رتبهٔ درصدى به‌دست آمده حفظ مى‌کنند. به عبارت ديگر کودک ۳ ساله‌اى که از نظر قد در رتبهٔ درصدى ۷۵ قرار گرفته است عموماً اين وضعيت را در دوران کودکى خود حفظ مى‌کند. نوسان شديد در اين وضعيت رتبهٔ درصدى ممکن است نشان‌دهندهٔ آن باشد که يکى از عوامل محيطى در حال اثرگذارى روى قد و رتبهٔ درصدى آن است (مالينا و همکاران، ۱۹۸۸)، لذا آزمايش‌هاى پزشکى بيشترى بايد انجام شود.

 

معلمان تربيت بدنى در موقعيت ويژهٔ بسيار خوبى هستند تا قد و وزن شاگردان خود را به‌طور مرتب اندازه‌گيرى و مسائل و مشکلات ممکن در نمو را شناسايى کنند. آنها مى‌توانند با استفاده از داده‌هاى اطلاعاتى در قد و وزن مفاهيم اساسى مربوط به توارث و عوامل محيطى را به شاگردان خود بياموزند. کودکانى که اين‌گونه آموزش‌ها را ببينند، در مورد اندازه و وزن بدن خود و اختلافات فردى در ميزان نمو، کمتر دچار اضطراب مى‌شوند؛ براى مثال نوجوان ديررس و ۱۳ ساله‌اى که در حدود ۲۰ سانتى‌متر از نظر قد از دوست هم‌سال و زودرس خود کوتاه‌تر است، ممکن است هنوز آثار ثانوى جنسى را به‌دست نياورده باشد و صداى او از نظر عمق تغييرى پيدا نکرده باشد. در صورتى که او از مسائل رشد و نمو و حالت‌هاى طبيعى آن بى‌اطلاع باشد ممکن است دچار نوعى بى‌کفايتى و عقدهٔ حقارت بشود.

 

نمو نسبی

اگرچه بدن انسان به‌طور کل دائماً يک الگوى نمو S شکل را دنبال مى‌کند، اما بافت‌ها، اندام‌ها و بخش‌هاى اختصاصى داراى ميزان نمو متفاوتى است. به‌عبارت ديگر هر بخشى از بدن داراى ميزان نمو دقيق، مرتب و مخصوص به خود است. اين اختلافات در نمو بخش‌هاى مختلف بدن ممکن است تغييراتى را به‌وجود آورد که وضعيت ظاهرى آن را دگرگون سازد. تصوير زير تغييرات فاحشى را که در طول عمر در بدن انسان پيدا مى‌شود نشان مى‌دهد. طول سر در بدو تولد يک چهارم طول تماى بدن و در دورهٔ بزرگسالى فقط يک هشتم قد است. طول پاها در بدو تولد در حدود سه هشتم قد و در بزرگسالى در حدود يک دوم قد است. اندازه‌هاى نسبى طول و پهناى بدن در بدو تولد نشان‌دهندهٔ جهت‌گيرى‌هاى سر به پا و مرکز به خارج در نمو پيش از تولد است، بنابراين نوزاد داراى شکلى است که با بزرگسالى او کاملاً متفاوت است.

 

موقعى که فرد در سنين جوانى به سر مى‌برد بدن او براى اجراء مهارت‌هاى ورزشى مناسب‌تر است و کاربرد بهترى دارد؛ براى مثال، حتى يک طفل ۵ ماهه اگر از نظر دستگاه عصبى براى هماهنگى و کنترل الگوى راه رفتن آماده باشد، به‌ندرت مى‌تواند سر و تنهٔ سنگين خود را بر روى پاهاى لاغر خود به حالت تعادل نگه دارد. توجه کنيد در تصوير زير حتى کى کودک شش ساله هنوز از نظر جسمى به فرم بزرگسالى خود نرسيده است. تفاوت‌هاى جسمى مى‌تواند باعث اختلافات اجراء مهارت‌ها در کودکان و بزرگسالان باشد. اندام‌هاى بدن از نظر طول و وزن متفاوت هستند و مى‌توانند روى تعادل، اندازهٔ حرکت و پتانسيل سرعت در مهارت‌هاى پرتابى اثر بگذارند. پژوهشگران هنوز مقدار و اندازهٔ اين تأثير را روى مهارت‌هاى حرکتى کودکان بررسى نکرده‌اند. (هى‌وود و پاتريالا، ۱۹۷۸).

 

براى رسيدن به اندازه‌هاى جسمى بزرگسالي، برخى از قسمت‌هاى بدن بايد سريع‌تر از ساير بخش‌ها نمو کنند؛ براى مثال، در دوره‌هاى طفوليت و کودکى پاها سريع‌تر از تنه نمو مى‌کنند و اين عمل تا موقعى که فرد در دروهٔ جهش نمو در اوايل نوجوانى است ادامه دارد. نمو قد بيشتر نتيجهٔ افزايش طول تنه در دورهٔ پايانى نوجوانى و اوايل بزرگسالى است. پسران و دختران اندازه‌هاى نسبى مشابهى در دورهٔ کودکى دارند، ليکن وقتى به سن بزرگسالى مى‌رسند، نمو مربوط به بخش‌هايى از بدن آنها اختلافات قابل توجهى در شکل آن به‌وجود مى‌آورد. دختران از نظر پهناى شانه و لگن خاصره نمو مشابهى دارند و اين نسبت عموماً در طول نمو حفظ مى‌شود؛ در صورتى که در دورهٔ جهش نمو به پهناى شانهٔ پسران به‌طور قابل توجه افزوده مى‌شود و اين نسبت يعنى پهناى شانه به پهناى لگن خاصرهٔ آنها در دورهٔ نوجوانى زيادتر مى‌شود.



اندام‌ها و بافت‌هاى خاص به همين نحو متفاوت، رشد مى‌کنند. اگرچه الگوى نمو آنها قبل از تولد بيشتر در راستاى افزايش وزن است، اما بعد از تولد برخى از بافت‌ها و دستگاه‌ها، الگوى منحصر به فردى را دنبال مى‌کنند. به‌طورى که در تصوير زير ملاحظه مى‌شود، مى‌توان نمو دستگاه‌هاى رسم شده را با منحنى S شکل وزن بدن مقايسه کرد؛ براى مثال، کودک در چهار سالگى حدود ۸۰ درصد از وزن مغز بزرگسالى خود را به‌دست مى‌‌آورد، ليکن وزن غدد فوق کليوى او در حداقل خود باقى مى‌ماند و به‌طور ناگهانى در سنين نوجوانى و جوانى به وزن آنها اضافه مى‌شود. غدهٔ تيموس که يکى از غدد دستگاه لنفاوى است و در ناحيهٔ گلو واقع شده است، در دورهٔ کودکى به‌طور سريع نمو مى‌کند. اما از اندازهٔ نسبى آن در پايان دورهٔ نوجوانى کاسته مى‌شود و سپس رو به انحطاط رفته، به‌تدريج در بزرگسالى جاى خود را به بافت چربى مى‌دهد. نظر به اينکه بافت‌هاى مختلف بدن بعد از تولد به‌طور متفاوت نمو مى‌کنند، بنابراين بهترين شيوه موقعى حاصل مى‌شود که هريک از سيستم‌ها از نظر نمو به‌طور فردى مطالعه و بررسى شود.

هنگام برنامه‌ريزى فعاليت‌هاى شديد براى کودکان، لازم و مهم است که بدانيم نمو برخى از دستگاه‌هاى بدن مانند دستگاه اسکلتى يا گردش خون با نمو عمومى بدن هماهنگ است.

براى فهم اينکه کودکان در چه موقع و چگونه مهارت‌ها و الگوهاى حرکتى معين را به‌دست مى‌آورند، بايد دانست آيا هرگونه پيشرفتى در نمو يکى از دستگاه‌ها مى‌تواند موجب شروع تغييراتى در الگوهاى حرکتى شود يا نه. لذا ابتدا بايد به الگوهاى طبيعى نمو دستگاه‌هايى از قبيل دستگاه اسکلتي، دستگاه عضلاني، بافت چربي، دستگاه عصبى و غدد داخلى پرداخت و سپس تأثيرات محيطى را که به نوعى مى‌توانند اين الگوها را تغيير دهند بررسى کرد.

 

فرآيند تولد

دورهٔ انتقالى از محيط داخلى به محيط خارجى بعد از تولد را فرآيند تولد مى‌گويند که مى‌تواند روى رشد و نمو فرد اثر بگذارد (تصوير زير). حتى زايمان طبيعى نيز براى جنين تا حدى آسيب‌زا است. وضع حمل غيرطبيعى مى‌تواند زيان‌آور باشد. به ياد آوريد در بحث قبلى گفته شد که در نمو قبل از تولد، تأمين اکسيژن از طريق جفت و بندناف انجام مى‌شود، بنابراين کاهش آن مى‌تواند به رشد طبيعى مغز جنين صدمه وارد کند. وضعيت‌هايى که به بند ناف فشار وارد مى‌کند، همانند زايمان بريچ (breech) که در اين حالت، نوزاد به جاى سر با پا، زانو يا باسن به دنيا مى‌آيد مى‌توانند گردش خون را متوقف کرده، تأمين اکسيژن را کاهش دهد و به او صدمه مغزى وارد کند. فشار غيرطبيعى بر روى سر نوزاد در اثر زايمان بريچ يا استفاده از فورسپس نيز مى‌تواند روى رشد مغز اثر بگذارد. علاوه بر اين استفاده از فورسپس مى‌تواند باعث وارد آمدن صدمات ديگرى به نوزاد بشود، به‌ويژه در صفحه‌هاى اپى‌فيز در استخوان‌ها.

کم‌وزنى (زير ۲۵۰۰ گرم) سلامت و نمو و رشدِ بعد از تولد را به خطر خواهد انداخت (برانت، ۱۹۷۸). همچنين خطر مرگ و مير نوزادان را افزايش مى‌دهد. تشخيص بين نوزادان کم‌وزنى که زودرس هستند و آنهايى که بعد از دورهٔ کامل باردارى به دنيا آمده‌اند مهم است. پزشکان انتظار دارند نوزادانى که نارس به دنيا آمده‌اند از نظر سنى و اندازه در مقايسه با نمودارهاى نمو حد متوسط کوچک‌تر باشند، ليکن در واقع، نمو نوزادان زودرس غالباً در اين مقايسه با نمودارهاى نمو حد متوسط مطابقت دارد، به شرط اينکه سن آنها با توجه به تاريخ تولد به عقب تنظيم شود. در مقابل، کوچک بودن (از لحاظ وزن) نوزادى که در دورهٔ قبل از تولد به‌طور آهسته رشد کرده است، ممکن است در اثر عوامل منفى محيطى قبل از تولد باشد. اين عوامل محيطى در طى نمو قبل از تولد ممکن است نمو طبيعى بعد از تولد را نيز به خطر بيندازد. مادرى که در دورهٔ باردارى سيگار مى‌کشد تأثير نامطلوب بر جنين مى‌گذارد که با کم‌وزنى نوزاد همراه است. سوء تغذيه در دورهٔ حاملگى نمونهٔ ديگرى از اثر عوامل محيطى است. خوشبختانه با بهبود وضعيت و شرايط محيطى در ماه‌هاى اوليه بعد از تولد مى‌توان يک دورهٔ نمو جبرانى تدارک ديد، لذا پيش‌بينى اثر کم‌وزنى در اندازهٔ جثهٔ بزرگسالي، هنگام تولد مشکل است.

 

محيط فيزيکى

در محيط فيزيکى خصلت‌هاى چندى وجود دارد که بر الگوهاى نمو اثر مى‌‌گذارد: آب و هوا، فصل‌هاى مختلف سال و ارتفاع از سطح دريا از آن جمله است.

آب و هوا

محققان رابطه‌اى بين آب و هوا و وضعيت جسمى افراد مشاهده کرده‌اند. جثه‌هاى بلند و لاغر بيشتر در آب و هواى گرم ديده مى‌شود. در آنجا سطح بدنى بيشتر به از بين رفتن گرماى بدن کمک مى‌‌کند. جثه‌هاى کوتاه و چاق براى آب و هواى سرد مناسب است. در آنجا داشتن حداقل سطح بدنى براى ذخيرهٔ حرارت و انرژى بدن امتياز محسوب مى‌شود. اين روند، حاکى از آن است که در مناطق مديترانه‌اى و گرم دورهٔ نمو طولانى‌تر است، لذا رسيدن به حد بلوغ با تأخير انجام مى‌شود، در حالى که عکس آن مى‌تواند در مناطق سرد صادق باشد.

 

داده‌هاى اطلاعاتى موجود دربارهٔ باليدگى با توجه به اين فرضيه يکسان نيستند، زيرا کودکان اسکيمو که در مناطق بسيار سرد زندگى مى‌کنند طى يک دورهٔ طولانى نمو کرده، در مقايسه با حد متوسط قد بزرگسالي، در سن بالاترى به آن حد مى‌رسند. اين مطلب نشان مى‌دهد که مقدارى از انرژى مربوط به رشد و نمو صرف توليد و حفظ حرارت بدن مى‌شود (ليتل و هوکنر، ۱۹۷۳). بديهى است که عوامل مختلف ارثى و محيطى مى‌توانند بر وضعيت فيزيکى و جثهٔ فرد اثر بگذارند. اين عوامل شامل تغذيه، الگوهاى تمرينى و ورزشي، بيمارى‌ها و نوع نژاد مى‌شوند. به‌دليل وجود عوامل مختلف اثرگذار بر وضعيت جسمي، سنجش و ارزيابى اثر آب و هوا به‌تنهايى مشکل است.

 فصل‌هاى سال

فصل‌هاى مختلف نيز ممکن است بر الگوهاى نمو اثر بگذارد. محققان حداقل در يکى از تحقيقات اوليهٔ خود افزايش وزن را در فصل پائيز نسبت به فصل بهار و افزايش قد را در فصل بهار نسبت به فصل پائيز ثبت و گزارش کرده‌اند (تانر، ۱۹۶۱). الگوهاى تغذيه و ورزش نيز مى‌توانند با فصل‌هاى مختلف به‌طور هماهنگ عمل کرده، اين‌گونه الگوهاى نمو را توليد مى‌کنند. مردم به صرف مواد غذايى سنگين و غنى در زمستان و غذاهاى سبک در تابستان تمايل بيشترى دارند. هواى سرد و روزهاى کوتاه زمستان نيز مشارکت مردم را در فعاليت‌هاى ورزشى و تفريحى مشکل‌تر مى‌کند.

 ارتفاع

زندگى کردن در ارتفاعات نيز روى نمو اثر مى‌گذارد. کودکانى که در کوه‌هاى مرتفع آمريکاى جنوبى و سلسله جبال هيماليا در آسيا بزرگ شده، پرورش مى‌يابند، در مقايسه با کودکانى که در ارتفاع کم زندگى مى‌کنند داراى جثهٔ کوچک‌تر و ميزان نمو کُندترى هستند. اکسيژن کافى براى رشد و نمو طبيعى مهم است.چون فشار جوى در ارتفاعات کم است؛ بنابراين اکسيژن کمترى به خون مى‌رسد. کودکانى که در دوره‌هاى طولانى در ارتفاعات به‌سر مى‌برند ممکن است دچار کمبود اکسيژن و در نتيجه احتمالاً کندى رشد و نمو شوند. هواى سرد ارتفاعات و وضعيت غذايى اين کودکان ممکن است بر الگوهاى نمو اثر بگذارد. جنبهٔ ديگر نمو، قابليت بدن را در انطباق با عوامل محيطى نشان مى‌دهد؛ کودکانى که در ارتفاعات زندگى مى‌کنند در مقايسه با همسالان خود که در سطح دريا به‌سر مى‌برند داراى رشد بيشتر در ظرفيت‌هاى تنفسى هستند. اين امر به افرادى که در ارتفاعات زندگى مى‌کنند اجازه مى‌دهد تا بخشى از کمبود اکسيژن موردنياز خود را از طريق خارج ساختن اکسيژن اضافى در ريه‌ها جبران کنند.

 ساير عوامل محيطى

اشعهٔ راديواکتيو روى نمو کودکان اثر زيان‌بخش مى‌گذارد. کودکان ممکن است در معرض اشعهٔ منابع طبيعى مانند اشعهٔ کيهاني، گاز رادُن از زمين، سنگ‌ها و مصالح ساختماني؛ يا اشعهٔ منابع مصنوعى مانند اشعهٔ درمانى يا اتفاقات ناشى از کارگاه‌هاى انرژى اتمى قرار گيرند. مقدار زياد اين اشعه آثار تخريب‌کنندهٔ مختلفى روى هر ارگانيزم زنده که در حال رشد و نمو است، باقى مى‌گذارد، به‌ويژه اگر آنها در ابتداى دورهٔ زندگى باشند. در بين اين آثار مى‌توان از موتاسيون يا جهش سلولي، صدمات وارد بر دستگاه عصبي، عقب‌افتادگى نمو و سرطان خون نام برد.

 مواد موجود در محيط زندگى روى کودکان در حال رشد اثر مى‌گذارد؛ براى مثال، کودکانى که با رنگ‌هاى کهنه حاوى مواد سربى تماس دارند در معرض خطر هستند. رنگ‌هاى منزل پوسته شده، بعد از ريزش به‌صورت گرد و غبار در مى‌آيد. کودکان دست‌هاى خود را به اين گرد و غبار آغشته کرده، غالباً در دهان خود مى‌گذارند. همچنين بهرهٔ هوشى کمتر نتيجهٔ تماس‌هاى طولانى و بلند مدت با مواد سربى است. اين امر نشان مى‌دهد که مواد حاوى سرب به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم روى نمو عصبى اثر مى‌گذارد. ساير خطرهاى ناشى از عوامل محيطى شامل مواد سمى فضولات، غذا و آب و هواى آلوده است.

 

تغذيه پس از تولد

تغذيه يکى از عوامل محيطى است که روى رشد و نمو کودک اثر مى‌گذارد. بدن نوزاد، انرژى مورد نياز را از غذاهايى که براى او تدارک ديده مى‌شود به‌دست مى‌آورد و علاوه بر نمو، اعمال فيزيولوژيک را انجام مى‌دهد. اگرچه نياز به انرژي، موقعى که بدن در حال نمو سريع است بيشتر مى‌شود، تغذيهٔ خوب نيز براى حفظ و ترميم بافت‌هاى بدن در طول عمر لازم است. سه دسته از مواد غذايى پايه، به نام پروتئين‌ها، قندها و چربى‌ها، هر کدام نقش مهمى در نمو و رشد نوزاد دارند. اسيدهاى آمينه که از پروتئين‌ها به‌دست مى‌آيند مواد تشکيل‌دهندهٔ بافت‌هاى مختلف هستند و براى سنتز پروتئين لازم هستند. مواد قندي، منبع اصلى سوخت بدن براى توليد انرژى است و چربى‌ها، ذخاير انرژى و عايق بدن براى از دست دادن حرارت را تشکيل مى‌دهند. آب، ويتامين‌ها و مواد معدنى به‌ويژه کلسيم و منيزيم مواد اصلى غذايى ديگرى هستند که رشد و نمو بدن را تأمين مى‌کنند.

 

نوزاد براى حفظ و ادامهٔ نمو خود به غذاى کافى نياز دارد، ليکن سوء تغذيه يا پرخورى مى‌تواند اثر معکوس بر نمو او بگذارد. اين وضعيت‌ها نتيجه عدم تناسب کمّى و کيفى مواد غذايى است.

 

 سوء تغذيه

آثار سوء‌تغذيه بلندمدت و مزمن تنها روى قامت به اندازه‌اى شديد است که کودکانى که مدت طولانى به سوء‌تغذيه مبتلا بوده‌اند غالباً نمى‌توانند از نظر قد به حد بالقوهٔ خود برسند. بالغ شدن آنها نيز ممکن است به تأخير بيافتد. آثار سوء تغذيه مربوط به پروتئين اساساً در دو بيمارى کواشيورکور و ماراسموس مشهود است که منجر به عقب‌افتادگى نمو و همچنين تحليل عضلانى مى‌شود. سوء تغذيه مى‌تواند به‌طور متفاوت روى بافت‌هاى مختلف بدن اثر بگذارد. همان‌طور که به ياد داريد دستگاه عصبى در مراحل اوليهٔ زندگى داراى رشد سريع است، لذا سوء تغذيه در اين زمان مى‌تواند به‌طور منعکس، رشد دستگاه عصبى را محدود کند. همين‌طور هر بافت ديگرى نيز که در حال رشد سريع است مى‌تواند تحت‌تأثير سوء‌تغذيه باشد.

 

سوء‌تغذيه تنها در کشورهاى در حال توسعه رخ نمى‌دهد. حتى در کشورهاى غني، افراد بى‌کار و بى‌خانمانى وجود دارند که توانايى مالى لازم را براى امرار معاش مناسب ندارند. برخى از افراد نيز ممکن است به بيمارى‌هاى روده‌اى مبتلا باشند و نتوانند از هر نوع مواد غذايى استفاده کنند؛ براى مثال، بيمارى کُرون، نوعى بيمارى است که انسان را دچار تورم مزمن کرده، منجر به کاهش قابليت جذب غذا در رودۀ کوچک مى‌شود. وضعيت‌هاى روانى نيز مى‌تواند در تغذيه اثر بگذارد. بى‌اشتهايى عصبي (anorexia nervosa) نوعى اختلال در تغذيه است که فرد در اثر ترس از چاقى از خوردن غذا خوددارى مى‌کند. سوء‌تغذيه همچنين مى‌تواند در اثر مصرف بيش از حد مواد غذايى‌ که ارزش غذايى کمترى دارند حاصل شود. مواد غذايى حاوى چربى و مواد قندى کالرى مناسب را فراهم مى‌کنند، ليکن معلوم نيست مواد مورد نياز بدن مانند ويتامين‌ها و مواد معدنى را تأمين کند.

 

افرادى که در برنامه‌هاى شديد فعاليت‌هاى جسمى شرکت دارند نيز، در صورتى که در برنامهٔ غذايى خود به اندازۀ کافى از مواد غذايى مختلف استفاده نکنند، ممکن است دچار سوء تغذيه شوند. برنامه‌هاى تمرينى قدرتى يا استقامتى نياز بدن را به انرژى براى انجام دادن کارهاى روزمره به‌طور قابل توجهى افزايش مى‌دهد. نوجوانان ورزشکار در مقابل کمبود مواد غذايى آسيب‌پذير هستند؛ زيرا نه تنها براى تمرين ورزش نياز به انرژى دارند، بلکه در حال گذراندن دورهٔ رشد سريع بدن نيز هستند. نارسايى يا کمبود انرژى غذايى ممکن است به تحليل عضلات بدن و اثر منفى دائمى بر نمو منجر شود (لمون، ۱۹۸۹). مقدار زيادى از انرژى اضافى بدن از طريق مواد قندى تأمين مى‌شود، ليکن افزايش برخى از مواد پروتئينى و کلسيم نيز براى نوجوان بسيار سودمند است.

 پرخورى

مشکل غذايى در بين خانواده‌هاى متموّل پرخورى است. غالباً کودکان فربه از ميزان سريع رشد و نمو برخوردار هستند، ليکن معمولاً دچار زيادى کلسترول و ترى‌گليسيريد و در نتيجه در معرض خطر بيمارى‌هاى قلبي، مرض قند، فشار خون و چاقى هستند.

 

بسيارى از افراد چاق، سعى مى‌کنند از طريق رژيم گرفتن وزن اضافى بدن خود را کم کنند. اين رژيم‌هاى غذايى غالباً فاقد مواد ضرورى بدن هستند و تعادل مواد غذايى در آنها رعايت نمى‌شود، بنابراين کسى که رژيم گرفته است بعد از مدتى دچار بيمارى سوء‌تغذيه مى‌شود. چاق شدن بچه‌ها در اثر مصرف زياد مواد غذايى قطعى نيست؛ عدم تحرک و فعاليت آنها عامل ديگرى است که بايد به آن توجه شود. در حال حاضر، محققان مشغول مطالعهٔ رابطهٔ بين چاقى در دورهٔ کودکى و رژيم‌هاى غذايى با مواد قندى و چربى زياد هستند؛ زيرا مطالعهٔ روى حيوانات به‌طور ضمنى اين رابطه را نشان داده است (اُسکاي، ۱۹۸۹).

 

اثر يک عامل محيطى مانند تغذيه روى نمو؛ به‌طور روشن با تغييرات تدريجى بر نسل‌ها در يک روند ناوابسته روى نمو و اندازهٔ بدنى مشهود است (وان ورينگن، ۱۹۷۸). اثر اين روند آن است که مردم امروز بلندتر و سنگين‌تر هستند و زودتر از مردم نسل‌هاى پيشين خود به دورهٔ بلوغ مى‌رسند. اينکه آيا اين روند، حاصل تغذيهٔ بهتر يا افزايش مقدار کالرى يا افزايش پروتئين است هنوز معلوم نشده است. استفاده از غذاى کافى و مناسب با افزايش طول عمر همراه است؛ زيرا بر اثر سوء تغذيه، فرد بيشتر در معرض بيمارى‌ها قرار مى‌گيرد. در نهايت چاقى با ميزان مرگ و مير در بين ميانسالان و سالمندان از نظر همبستگي، درجهٔ بالاترى دارد.

فعاليت جسمى و تمرين مرتب

 

مربيان به تأثير فعاليت‌هاى جسمى و تمرين‌هاى مرتب ورزشى روى رشد و نمو و فرآيند افزايش سن توجه و علاقهٔ زيادى دارند. صاحب‌نظران بر اين عقيده‌ هستند که هر فرد به حداقل فعاليت‌هاى جسمى براى کمک به رشد و نمو خود نياز دارد. اين مقدار را نمى‌توان به‌راحتى تعيين کرد. شناخت آثار تمرين و ورزشِ مرتب روى رشد و نمو نيز مشکل است. تأثير تمرين و ورزش غالباً همراه با تغييرات نمو است؛ براى مثال، تودهٔ عضلاني، در اثر نمو و نيز تمرينات ورزشى افزايش مى‌يابد. اين امر تفکيک آثار نمو طبيعى را از آثار ناشى از تمرينات ورزشى مشکل مى‌سازد.

 

آثار زيان‌بار سرب:

 

سرب ماده‌اى است در محيط که براى انسان به‌ويژه کودکان مضر است. مبحث زير نشان مى‌دهد که شناسايى آثار منفى يک ماده يا عنصر محيطى و دور کردن آن از محيط چقدر دشوار است.

 

مسموميت ناشى از سرب قرن‌ها است که شناخته شده است. اما تا دههٔ ۱۹۴۰ کسى آثار زيان‌آور آن را روى کودکان که در محيط‌هاى سرب‌دار قرار داشتند بررسى نکرده بود. راندلف بايرز که در شهر بوستون زندگى مى‌کرد همراه با اليزابت لرد -روانشناس دانشگاه هاروارد- ۲۰ طفل نوپا را شناسايى کردند که بر دندان‌هاى آنها در اثر برخورد با ميله‌هاى رنگ‌ شدهٔ گهواره يا پنجره‌هاى آثار ناشى از مسموميت با سرب وجود داشت. اين دو محقق، کودکان را تا موقع رفتن به مدرسه زير نظر داشتند و چنين دريافتند که به‌جز دو نفر بقيه در يادگيرى دچار مشکل شدند. قابليت تشخيص و ماهرانه به‌کار بردن اشکال و الگوها و مهارت لازم براى خواندن در اين کودکان کاهش يافته بود. در سال ۱۹۴۳ در مقاله‌اى در مجلهٔ تايم در خصوص نتايج اين تحقيق به مردم هشدار داده شد. متأسفانه دست‌اندرکاران صنايع سرب آثار زيان‌آور را منکر شدند و پس از آن در طول جنگ جهانى دوم اين مسأله کمتر مورد توجه قرار گرفت.

 

در دههٔ ۱۹۷۰، يک روانکاو محلى به نام هربرت نيدلمن، يک روش تحقيقى را کشف کرد که کمکى براى شناسايى خطر ناشى از سرب بود. مشکلى که در شناسايى کودکان مبتلاء وجود داشت پاک شدن خون آنها از سرب پس از گذشت چند ماه بود؛ در حالى که سرب مدت زيادى در استخوان‌ها و بافت‌هاى نرم آنها باقى مى‌ماند. آزمايش سادهٔ خون براى تشخيص ميزان آلودگى به سرب کافى نبود. نيدلمن براى تشخيص مقدار سرب دندان‌هاى کودکان اطراف شهر بوستون را بررسى کرد. نيدلمن و همکارانش (۱۹۷۹) دو گروه از کودکان را شناسايى کردند: يک گروه در سطح بالا و گروه ديگر در سطح پائين به سرب آلوده شده بودند. آنها از کليهٔ کودکان آزمون‌هاى جسمى و هوشى به‌عمل آوردند. گروهى که بيشتر در معرض آلودگى سرب قرار گرفته‌ بودند نمرات پائين‌ترى در آزمون‌هاى هوش، زبان و دقت، به‌دست آوردند. يازده سال بعد در سال ۱۹۹۰ نيدلمن، شِل، بلينگر، لويتون و آلِرد تقريباً نيمى از اين کودکان را که در دورهٔ نوجوانى به‌سر مى‌بردند، دوباره مورد آزمايش قرار دادند. آزمودنى‌هايى که بيشتر در معرض آلودگى سرب بودند دوباره از واژه‌شناسي، مهارت‌هاى ظريفِ حرکتي، زمان عکس‌العمل و هماهنگى دست و چشم نمرات کمترى گرفتند. بيشتر کودکان اين گروه در مقطع دبيرستان ترک تحصيل کردند و آنهايى که باقى ماندند نمرات کمترى در مقايسه با گروه ديگر کسب کردند.

 

آثار زيان‌آور سرب از طريق نفوذ خون از مويرگ‌هاى خونى به داخل بافت مغز توليد مى‌شود، در نتيجه تورم مغزى ايجاد شده، به مغز در سال‌هاى اوليهٔ زندگى انجام مى‌شود، لذا آلودگى به سرب در سال‌هاى اوليهٔ کودکى آسيب زيادى به مغز مى‌رساند.

 

بسيارى عقيده دارند که در معرض سرب قرار گرفتن يکى از مشکلات مخصوص شهرنشينى است، ليکن خاک موجود در اطراف بزرگ‌راه‌هاى خارج از شهر نيز حاوى مقدار زيادى سرب ناشى از دود اگزوز اتومبيل‌ها است. همچنين خاکِ اطراف منازلى که لايه‌هاى رنگ محتوى سرب در آنجا پراکنده شده خطرآفرين است. با وجود اينکه سرب از بعضى از انواع بنزين و رنگ پاک شده است، اما مقدار زيادى رنگ‌هاى کهنه و خاک‌هاى آلوده هنوز در محيط هست. کودکان در منازلى که در دست تعمير است در معرض آلودگى به مقدار زيادى سرب قرار مى‌گيرند. سربى که براى جوش دادن لوله‌هاى آب مسى و آهنى به‌کار مى‌رود، آب آشاميدنى را آلوده به سرب مى‌کند. ظروف و محل شستشوى آنها را که به سرب آغشته است نيز بايد به آن اضافه کرد.

 

کودکان فقيرى که در شهرها زندگى مى‌کنند نيز مبتلاء به بيمارى‌هاى ناشى از سرب مى‌شوند، لذا هيچ‌کس مصون نخواهد ماند. با وجود اينکه سرب از بنزين و رنگ زدوده شده است، ليکن مشکل هنوز از بين نرفته است. اين ماده در محيط زندگى انسان پراکنده است و مى‌تواند روى رشد تعداد زيادى از کودکان اثر سوء داشته باشد.

 

علاوه بر اين متخصصان رشد در تحقيقات خود ترجيح مى‌دهند از روش تحقيق بلند مدت استفاده کنند، تا از اين طريق تفاوت‌هاى فردى در ميزان باليدگى را نيز محاسبه و اثر تمرين و رشد و نمو را جداگانه شناسايى کنند، ليکن اين عمل در تحقيقات مقطعى و کوتاه مدت متداول نيست. پژوهشگران بايد عوامل زيادى را در نظر بگيرند؛ سطح تمرين‌هاى ورزشي، تأکيد برنامه بر مسائل قدرتى يا استقامتى و مقدار فعاليت‌هاى جسمى در خارج از برنامهٔ رسمى تمرينى از آن جمله است. چون در سال‌هاى اخير فوائد زندگى فعالى و پرتحرک موردتوجه قرار گرفته است لذا بررسى آثار تمرينات ورزشى روى نمو و فرآيند افزايش سن بسيار مهم است. در اين اين آثار را بررسى مى‌کنيم. دربارهٔ رشد آمادگى جسمى در مبحث بعدى توضيح داده خواهد شد.

 

 نمو اسکلتى

آيا فعاليت‌هاى جسمى بر نمو اسکلتى اثر دارد؟ براى پاسخ به اين سوال، ابتدا بايد به جنبه‌هاى مختلف نمو استخوانى -طول و عرض و چگالى آن- به‌طور جداگانه توجه کرد. فعاليت جسمى افزايش طولى استخوان را تحريک نمى‌کند، بنابراين طول قامت زياد نمى‌شود. ممکن است جوان‌هايى که در تيم‌هاى ورزشى هستند از همسالان غيرورزشکار خود بلندتر به نظر برسند؛ به اين دليل که افراد زودرس و باليده بيشتر شانس شرکت در فعاليت‌هاى ورزشى و موفقيت در آن را پيدا مى‌کنند. تمرين‌هاى ورزشى منظم هيچ‌گونه اثر زيان‌بخشى بر قامت ندارد، به‌جز کارهاى سنگين مثل حمل بار روى شانه ممکن است زيانبخش باشد (کاتو و ايشيکو، ۱۹۶۶ در راريک، ۱۹۷۳). همچنين ايوانکسى به اين نتيجه رسيد که به‌علت شرکت در فعاليت‌هاى ورزشى قطر استخوان‌هاى طويل ورزشکاران در مقايسه با افراد غير ورزشکار زيادتر است (راريک، ۱۹۷۳)؛ براى مثال، استخوان‌هاى ران در فوتباليست‌ها و استخوان‌هاى ساعد در تنيس‌بازان کلفت‌تر است، لذا چنين نتيجه گرفت که فعاليت ورزشى مى‌تواند به قطر استخوان‌ها در سال‌هاى رشد و نمو بيفزايد. چگالى استخوان‌ها در هر سنى با تمرين‌هاى ورزشى بيشتر مى‌شود (نيلسن و وستلين، ۱۹۷۱). تمرين‌هاى ورزشى همچنين از شکنندگى و پوکى استخوان‌ها به‌ويژه در خانم‌هاى يائسه جلوگيرى مى‌کند.

 

فعاليت‌ ورزشى به مدت طولانى با فشار کم، چگالى استخوان‌ها را بهتر مى‌کند و ممکن است قطر استخوان‌هاى ديگر در فعاليت‌ها را زيادتر کند. استخوان‌ها به‌طور مطلوب با تحريکات ورزشى سازگار مى‌شوند.

 وزن بدن

تأثير فعاليت‌هاى ورزشى بر وزن بدن به‌خوبى ثابت شده است. ورزش، تودهٔ عضلانى بدن را زياد و چربى‌هاى آن را کم مى‌کند. اين امر در سال‌هاى رشد و نمو نيز صادق است. پاريزکوا در سال ۱۹۷۲ در تحقيقى چنين نتيجه گرفت که گروهى از پسران يازده ساله که در هفته، ۶ ساعت به‌طور مرتب در تمرين‌هاى ورزشى شرکت کرده بودند نسبت به آنهايى که فقط ۵/۲ ساعت يا کمتر در هفته فعال بودند چربى کمترى داشتند؛ حال آنکه در شروع برنامه، گروه‌ها همه داراى درصد چربى يکسانى بودند (تصوير زير). تفکيک آثار مربوط به رشد و نمو از آثار فعاليت‌هاى ورزشى حتى در ورزش‌هاى تحقيقى بلند مدت نيز مشکل است، اما به نظر مى‌رسد روند افزايش تودهٔ عضلانى و کاهش درصد چربى بدن که از شرکت در فعاليت‌هاى ورزشى ناشى مى‌شود بيشتر از انتظارى است که مى‌توان تنها از رشد و نمو داشت.

 

 فيزيک بدن

به‌نظر مى‌رسد تمرين‌هاى ورزشى منظم روى هيکل چندان اثرگذار نيست. منظور ساختار بدن و شکل کلى آن است؛ براى مثال، پژوهشگران دربارهٔ تغييرات مربوط به هيکل پسران ۱۱ تا ۱۸ ساله طى سه برنامه مختلف تمرينى مطالعه کردند. اگرچه هيکل اين افراد در طى سال‌هاى نوجوانى به‌طور چشمگيرى تغيير کرد، اما اين تغييرات مربوط به تمرين‌هاى ورزشى آنها نبود (پاريزکوا و کارتر، ۱۹۷۶). پسران نوجوان و بالغ معمولاً نسبت به تمرين‌هاى قدرتى واکنش نشان مى‌دهند و تودهٔ عضلانى آنها در قسمت‌هاى تمرين‌ کرده زيادتر مى‌شود. اين امر ممکن است ظاهر بدن آنها را عوض کند، اما هيکل آنها تغيير عمده‌اى نمى‌کند. علاوه بر اين همواره هيکل‌هاى عضلانى براى کسب موفقيت در ورزش مناسب‌تر هستند، لذا براى شرکت در فعاليت‌هاى ورزشى بيشتر از آنها استفاده مى‌شود.

 باليدگى

آيا شرکت در فعاليت‌هاى جسمى مى‌تواند زمان باليدگى را در کودکان تغيير دهد؟ تمرين‌هاى ورزشى سنى را که در آن پسران به اوج سرعت نمو طولى بدن خود مى‌رسند نمى‌تواند تغيير دهد (ميروالد و بيلي، ۱۹۸۶). اين تمرين‌ها باليدگى اسکلتى را نه تند مى‌کند و نه کُند (سِرني، ۱۹۷۰؛ کوک لان و همکاران، ۱۹۸۰؛ نووتني، ۱۹۸۱). تنها چند تحقيق بلندمدت مربوط به باليدگى جنسى انجام شده است. در تحقيقات مقطعى هم در مورد تأخير باليدگى جسمى و هم در خصوص پيشرفت آن در ورزشکاران جوان گزارش‌هاى متضادى ارائه شده است، آن هم غالباً در مورد ورزش‌هاى گوناگون بوده است.

 

سنجش اثر تمرين‌هاى ورزشى بر باليدگى جنسى مشکل است. اما به‌نظر نمى‌رسد تمرين‌هاى ورزشى بر ميزان کلى باليدگى تأثير بگذارد.

 ظرفيت ورزشى

ظرفيت ورزشى افراد با پيشرفت سن در بزرگسالى کاهش مى‌يابد، ليکن شواهدى وجود دارد که نشان مى‌دهد ورزش‌هاى مناسب از نظر مقدار و شدت مى‌تواند اين کاهش را کم کند. در دورۀ بزرگسالى نيز مانند دورهٔ جوانى عوامل زيادى در زمينهٔ ورزش دخيل هستند. تفکيک آثار تمرين‌هاى ورزشى منظم مشکل است، به‌دليل تغذيه، ابتلا به بيمارى و ساير عواملى که در سلامتى فرد و اجراهاى ورزشى مؤثر هستند. با وجود اين تعدادى از عوامل با فعاليت‌ورزشى در سن ميانسالى و سالمندى همراه است. افرادى که به‌طور منظم و مرتب تمرين مى‌کنند داراى اسکلت قوى‌تر، ماهيچه‌هاى قدرتمندتر، مقاومت بيشتر و مفاصل متحرک‌تر در مقايسه با همسالان غيرفعال خود هستند. ورزشکاران نيز داراى چربى کمتر هستند. آنها در فعاليت‌هاى خود داراى عکس‌العمل سريعتر بوده، مى‌توانند در آزمون‌هاى ذهنى به نتايج بهترى دست يابند و از حافظهٔ قوى‌ترى برخوردار هستند. شايد تنها تمرين ورزشى علت همهٔ اين تغييرات نباشد. مى‌توان بهبود گردش خون در بدن و رسيدن اکسيژن بيشتر به بافت‌ها به‌ويژه مغز را ناشى از شرکت در فعاليت‌هاى ورزشى است به‌حساب تأثير ورزش مرتب و فوائد آن گذاشت.

 

فعاليت‌هاى شديد بدنى مى‌تواند براى بزرگسالان زيانبخش باشد. داشتن فعاليت‌هاى شديد جسمى يا بى‌تحرکي، هر دو موجب کوتاه شدن طول عمر مى‌شوند. فعاليت‌هاى ورزشى شديد و بيش از حد به بدن صدمه مى‌رساند. يک فرد سالمند مى‌تواند نارسايى‌هاى جسمى و عدم تناسب قامت را در زمينهٔ ورزش و انجام کارهاى روزمره تا اندازه‌اى تحمل کند، اما استفادهٔ بيشتر از بدن مى‌تواند به استخوان‌ها، تاندون‌ها و عضلاتى که توانايى مقاومت و استوارى در فعاليت‌هاى شديد و تکرارى ورزشى را ندارند آسيب برساند (استانيش، ۱۹۸۴). بنابراين انسان در هر سنى بايد بداند چگونه فعاليت‌هاى جسمى و ورزشى خود را برنامه‌ريزى و اجرا کند تا با شرکت در اين‌گونه فعاليت‌ها مزاياى سلامتى را به‌دست آورد.

Back to top
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو