نخستین وبسایت تربیت بدنی وعلوم ورزشی

betrool

تعادل (رشد و تکامل حرکتی)

تعادل يک واکنش حرکتى نمونه است که به يکپارچگى محرک‌هاى دريافتى از سيستم‌هاى بينايى و حسِ حرکتى وابسته است. حسن بينايى به شما مى‌گويد که بدنتان در چه وضعيت نسبى در محيط قرار دارد. داده‌هاى حسِ حرکتى از گيرنده‌هاى درونى بدن به شما مى‌گويد اندام‌ها و بخش‌هاى مختلف بدن در چه وضعيت نسبى در مقايسه با يکديگر هستند.

در مواقعى که بايد تعادل خود را حفظ کنيد، سيل اطلاعات حسى بايد در سيستم عصبى مرکزى يکپارچه شوند و عضلات همواره با توجه به نياز مکانيکى حرکت، فعال يا آرام و در حال استراحت باشند.

بايد در وضعيت‌هاى نامحدودى بتوانيد تعادل خود را حفظ کنيد. بعضى از اوقات بدن در وضعيت ايستا بايد متعادل باشد و پاره ديگر از مواقع، به‌ويژه هنگام حرکت به تعادل پويا نياز است. انتظار مى‌رود بتوانيد نه تنها روى دو پا، بلکه روى ساير اندام‌ها نيز بدن خود را در حال تعادل نگه داريد. ژيمناست‌ها در حرکات متفاوت تعادل بدن خود را حفظ مى‌کنند. بعضى از اوقات بايد بتوانيد تعادل خود را بر سطوحى غير از زمين مانند نردبان حفظ کنيد. ممکن است حتى بدون اطلاعاتى که دوست داريد و مورد نياز است مجبور شويد تا تعادل خود را حفظ کنيد؛ براى مثال زمانى را در نظر بگيريد که مجبور مى‌شويد در تاريکى راه برويد.

دانشمندانِ حرکت‌شناسى چنين نتيجه‌گيرى کرده‌اند که سطح اجراء در حرکات تعادلى ويژه همان حرکات هستند (دروواتسکى و زوکاتو، ۱۹۶۷)؛ يعنى اينکه تعادل يک قابليت توانايى عمومى و کلى نيست، بلکه توانايى‌هاى ويژه و خاصى است. فردى ممکن است در يک حرکت تعادلى اجراء خوبى داشته باشد، در حالى که حرکت ديگرى را در حد متوسط اجراء کند. به همين دليل دوره و سير رشد تعادل به بهترين وجه، مربوط به کار تعادلى ويژه‌اى است که براى سنجش و ارزيابى اجراء ويژه استفاده مى‌شود.

 

تغييرات تعادل با افزايش سن

توانايى افراد مسن در حفظ تعادل کاهش مى‌يابد. افراد بالاى ۶۰ سال هنگام ايستادن، بيشتر از بزرگسالان جوان‌تر حرکت موجى دارند، به‌ويژه اگر در وضعيت خميده ايستاده باشند (هازلکس و شامبز، ۱۹۷۵؛ هلبرانت و بران، ۱۹۳۹؛ شلدون، ۱۹۶۳). تغييرات سنى در زمينهٔ تعادل نيز در حالتى که سالمندان روى سطح متحرک بايستند و آن سطح به‌طور ناگهانى حرکت کند، رفتارى مشابه با سُر خوردن را ظاهر مى‌سازد. در مقايسه با جوانان، براى پيران زمان بيشترى طى مى‌شود قبل از اينکه در عضلات پاى خود واکنش احساس کنند و تعادل خود را به‌دست آورند و بعضى از اوقات عضلات فوقانى پا قبل از عضلات ساق پا، آن طورى که در جوانان انجام مى‌شود، از خود واکنش نشان مى‌دهند. قدرت واکنش عضلانى در پيران از يک زمان به زمان ديگر بسيار متغير است (ولاکوت، شاموى - کوک و ناشنر، ۱۹۸۶).

 

ولاکوت (۱۹۸۶) دربارهٔ عکس‌العمل افراد مسن به هنگام کج کردن سطح متحرک به جلو و عقب مطالعه کرد. نيمى از افراد مسن که توسط ولاکوت بررسى شدند نخستين بار تعادل خود را از دست دادند، ليکن بعد از چند نوبت ياد گرفتند که چگونه تعادل خود را حفظ کنند. بنابراين افراد مسن در مقايسه با جوانان موقع سُرخوردن و افتادن آسيب‌پذيرتر هستند، ليکن قابليت اين را دارند که در اثر تمرين، پايدارى و تعادل خود را بهتر کنند.

 

افتادن افراد مسن حائز اهميت بسيار است، در واقع افتادن افراد بالاى ۷۵ سال ممکن است موجب مرگ اِتفاقى آنها شود. يکى از نتايج معمول و متداول آن به‌ويژه در کسانى که به عارضهٔ پوکى استخوان‌ها مبتلا هستند شکسته شدن مهره‌هاى ستون فقرات، لگن خاصره و استخوان ران يا مچ دست است. پيچيدگى‌هاى اين نوع شکستگى‌ها مى‌تواند باعث مرگ فرد آسيب‌ديده شود. حتى موقعى که افراد مسن بهبود يابند، بايد هزينهٔ سنگينى را بابت مراقبت‌هاى پزشکى تحمل کنند و براى حرکت کردن به ديگران وابسته شده يا زمين‌گير مى‌شوند. ترس از افتادن نيز ممکن است شيوهٔ زندگى روزانهٔ آنها را تغيير دهد يا اينکه آنها را بيش از اندازه در مورد حرکت کردن محتاط کند.

 

تغييرات سنى در زمينهٔ تعادل بدن به سيستم‌هاى مختلف بدن و تغييرات آنها وابسته است، به‌ويژه وابستگى به سيستم عصبى بيشتر از ساير دستگاه‌هاى بدن است. به‌طورى که قبلاً اشاره شد، در گيرنده‌هاى حسِ حرکتى بعضى از افراد مسن تغييراتى ايجاد مى‌شود که ممکن است اين تغييرات در اندام‌هاى تحتانى بيشتر و دامنهٔ وسيع‌ترى نسبت به اندام‌هاى فوقانى باشد. تغييرات بصرى همچنين تغييراتى که در گيرنده‌هاى حلزونى گوش درونى و اعصاب افراد بالاى ۷۵ سال رخ مى‌دهد، ممکن است آنها را در يک وضعيت نامطلوب قرار دهد (برگستروم، ۱۹۷۳؛ جانسون و هاکينز، ۱۹۷۲؛ روزن هال و روبين، ۱۹۷۵). کاهش تارهاى عضلانى تند انقباض يا تحليل قدرت ممکن است مانع واکنش سريع در افراد مسن براى حفظ پايدارى آنها گردد. همين‌طور آرتروز مفصل‌ها ممکن است اين حالت را به‌وجود آورد. اين مطلب که آيا اين تغييرات ناشى از کاهش آمادگى جسمى يا افزايش آستانهٔ ادراکى باشد يا حاصل از تغييرات در سيستم عصبى محيطي، سيستم عضلانى - اسکلتي، يا در سيستم عصبى مرکزي، هنوز روشن نشده است.

 

رشد تعادل

شواهد بسيار قوى حاکى از آن است که تعادل کودکان از سن ۳ تا ۱۹ سالگى پيشرفت و رشد دارد (باچمن، ۱۹۶۱؛ دى اوراو و ويد، ۱۹۷۱؛ اسپن شاد، ۱۹۴۷؛ اسپن شاد، ديبل و اسکوندوب، ۱۹۵۳؛ سيلس، ۱۹۵۱؛ وينتر هالتر، ۱۹۷۴). الگوى دقيق اين پيشرفت تا اندازه‌ٔ زيادى به سنجش کار موردنظر مربوط مى‌شود. در بعضى از حرکات تعادلى حد متوسط اجراء يک گروه از کودکان در هر سال پيشرفت و تغيير زيادى ندارد، ليکن در طول سال‌هاى متمادى پيشرفت جزئى به‌وجود مى‌آيد (دى‌ اوراو و ويد، ۱۹۷۱). در بعضى از تکاليف حرکتى ديگر، تعادل هر سال به‌طور معنى‌دار پيشرفت مى‌کند. على‌رغم روند کلي، برخى از پژوهشگران مواردى را تشخيص داده‌اند که در طى آن پيشرفت وجود نداشته و حتى در نتايج به‌دست آمده کاهش نيز ديده شده است (باچمن، ۱۹۶۱؛ اسپن شاد، ۱۹۴۷؛ اسپن شاد و همکاران، ۱۹۵۳).

 

براى اين يافته‌ها توجيه مشخصى وجود ندارد، اما مى‌توان گفت پژوهشگران معمولاً در مورد تحقيقات مربوط به سنجش تعادل، بيشتر از روش‌هاى کمّى استفاده مى‌کنند. ممکن است در سن معينى با وظايف حرکتى مشخص، کودکان از الگوهاى حرکتى کارآمدترى استفاده کنند که در نتيجه موقتاً به امتياز کمترى مى‌انجامد؛ براى مثال، دى اوراو در سال ۱۹۷۱ ملاحظه کرد که کودکان کم سن مى‌توانند روى چوب موازنه از روبه‌رو قدم بردارند و پاشنهٔ پاى جلو را نزديک پنجهٔ پايِ عقب قرار دهند تا اينکه از يک الگوى باليده‌تر براى قدم برداشتن روى چوب موازنه استفاده کنند و تعادل خود را از دست بدهند و زودتر از روى آن پائين بيافتند. با انجام تمرين بيشتر کودک مى‌تواند روى چوب موازنه سريع‌تر و در مسافت بيشتر حرکت کند.

 

مى‌توان انتظار داشت کودکان در هر دو زمينهٔ کمّى و کيفى در مورد تعادل و اجراء حرکات تعادلى پيشرفت کنند.

 

- عوامل زيست مکانيکى:

عوامل زيست - مکانيکى: ولاکوت و همکاران او (۱۹۸۷) شواهد کمى به‌دست آوردند که حاکى از تفاوت‌هاى تعادل بين کودکان و بزرگسالان در زمينهٔ عوامل زيست‌ - مکانيکى است. رشد و نموّ جسمى در دوران کودکى و تغييرات مربوط به اندازهٔ اندام‌ها و نسبت‌هاى جرم يا وزن آنها از آن جمله هستند. بنابراين موضوع برگشت يا توقف و عدم پيشرفت در اجراء حرکات تعادلى به نظر مى‌رسد که از توابع تغييرات در سيستم عصبى باشد، به‌ويژه جابه‌جايى اتکاى کودک روى سيستم‌هاى معين و خاصى از حواس و يکپارچگى سيستم‌هاى حسي. علاوه براين، برتندال و باى (۱۹۸۹) پاسخ‌هاى قامتى را مربوط به حرکت بخش‌هاى مختلف اتاق متحرک در طول سال او زندگى کودک دانستند و چنين فرض کردند که پيشرفت اين امر ناشى از درگيرى کودک در کارهاى جديد است. براى مثال، شروع حرکت سينه‌خيز رفتن ممکن است حساسيت اطفال را براى حرکت کردن در قسمت‌هاى مختلف ميدان ديد آنها برانگيزد.

 

- اتکاء اوليهٔ کودک بر بينايى:

ممکن است با استفاده از ديدگاه سيستم‌هاى پويا نيز بتوان رشد قامت و تعادل و ميزان برگشت يا عدم پيشرفت آن را تشريح کرد؛ براى مثال، نقش بينايى را مى‌توان همراه با حسِ حرکتى و تحريک بخش حلزونى شکل گوش درونى و يکپارچگى آنها در مورد تعادل مطالعه کرد. همچنين مى‌توان اثر تغييرات عصبى - عضلانى و زيست - مکانيکى را که همراه با رشد فيزيولوژيک است به تعادل مربوط ساخت. اخيراً متخصصان رشد از اين ديدگاه استفاده کرده و به مطالعهٔ تعادل در کودکان کم سن و حتى ۲ ماهه پرداخته‌اند.

 

آنها غالباً از روش اتاق متحرک استفاده مى‌کنند. آنها کودک را در اين محل به حالت نشسته و ساکن قرار مى‌دهند و در حالى که ديوارها و سقف اتاق به حرکت در مى‌آيد، پاسخ‌هاى عضلانى او را با استفاده از دستگاه الکتروميوگراف (Electromyograph - EMG) اندازه‌گيرى مى‌کنند. اگر کودکان به اطلاعات بصرى حساس باشند، سرهاى آنها را طورى حرکت مى‌دهند که نوعى واکنش است، درست مثل موقعى که بدن آنها داراى حرکت موجى باشد و اين در حالى است که گيرنده‌هاى درونى به‌علت بى‌حرکتى کودک هيچ‌گونه حرکتى را ثبت نمى‌کند و گزارش نمى‌دهند. کودکان ۲ ماهه مى‌توانند اين واکنش را نشان دهند (پوپ، ۱۹۸۴). اطفال در ۶ ماهگى نسبت به اثر اتاق متحرک کمتر مستعد هستند، ليکن دوباره به هنگام نشستن و راه رفتنِ بدون حمايت اين اثر را از خود نشان مى‌دهند (باتروورت و هيکز، ۱۹۷۷؛ لى و آرونسون، ۱۹۷۴).

قرار دادن طفل به حالت نشسته يا ايستاده روى سطح متحرک شيوهٔ ديگرى است که به‌طور غير منتظره موجب حرکت طفل مى‌شود (تصاوير زير). پژوهشگران براى ثبت عضلات قامت و تعادل اطفال از دستگاه الکتروميوگراف استفاده مى‌کنند. اصفال ۴ تا ۶ ماهه که در حالت نشسته قرار دارند، موقعى که تعادل آنها در اثر حرکتِ سطح متحرک مختل شود، در ۶۰ درصد مواقع واکنش‌هاى مناسب از خود نشان مى‌دهند، به شرط اينکه اتاق متحرک را ببينند. اما موقعى که عينک‌هاى مات روى چشم آنها بگذارند، هميشه واکنش‌هاى مناسب نشان مى‌دهند (ولاکوت، دبو و موات، ۱۹۸۷). اطفال در سن ۸ ماهگى توانستند با استفاده از بينائى و بدون برخوردارى از آن واکنش‌هاى مناسب نشان دهند. اين دو نوع تحقيق نشان‌دهندهٔ آن است که اطفال کم‌سن براى تعادل خود به شدت متکى به اطلاعات بصرى هستند، حتى اگر سيستم‌هاى گيرندهٔ درونى و حلزونى گوش داخلى آنها به‌طور منظم در حالت‌هاى نامتعادل، آنها را به واکنش مناسب برساند.

 

موقعى که کودکان نوپا را به حالت ايستاده روى سطح متحرک قرار دهيم، غالباً حرکت موجى پيدا مى‌کنند و پس از تلوتلو خوردن به زمين مى‌افتند؛ در حالى که کودکان بزرگتر مى‌توانند خود را حفظ کنند (لى و آرونسون، ۱۹۷۴).

 

اين امر مجدداً مبيّن اين مطلب است که کودک براى حفظ تعادل خود متکى به اطلاعات بصرى است. اثر اتاق متحرک بعد از گذشت يک سال از راه رفتن در کودکان کاهش مى‌يابد. کودکان نوپا در مقايسه با کودکان بزرگتر براى حفظ تعادل خود روى سطح متحرک نيازمند به صرف زمان و کسب تجربهٔ بيشترى هستند. وقتى تعادل آنها در اثر يک حرکت ناگهانى سطح متحرک مختل مى‌شود، حرکت موجى بيشترى قبل از رسيدن به تعادل مجدد پيدا مى‌کنند. اين پاسخ‌ها به‌ويژه در اندام‌هاى تحتانى و پاها پيشرفت مى‌کنند، ليکن به‌ نظر مى‌رسد کودکان ۴ تا ۶ ساله در اين مورد برگشت داشته باشند (شاموى - کوک و ولاکوت، ۱۹۸۵؛ ولاکوت و همکاران، ۱۹۸۷). در طول اين زمان، کودکان دوباره به وقت بيشترى نياز دارند تا از خود واکنش نشان دهند و واکنش‌هاى آنها باهم متفاوت است، اگرچه حرکت موجى آنها نسبتاً کمتر است. امکان دارد در اين مرحله بخواهند بيشتر به اطلاعات حسِ حرکتى متکى شوند، نه به بينايى خود. علاوه بر اين، ممکن است در حال پالايش يکپارچگى اطلاعات حسى خود از سيستم‌هاى مختلف حواس باشند (ولاکوت، شاموى - کوک و ويليامز، ۱۹۸۹). کودکان ۷ تا ۱۰ ساله عموماً داراى واکنش‌هاى قامت مشابه بزرگسالان هستند.

 

 

Back to top
ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو